ماسک کوچک کننده بینی ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 11 آبان ماه سال 1386
تاسف و تاسف و تاسف
نوشته شده توسط سینا در ساعت 4:05 PM

با سلام خدمت دوستان عزیز

متاسفم که باید بگم از طریق بوسه ی عزیز باخبر شدم وبلاگم به خاطر اسم یا آدرسش فیلتر شده. به همین خاطر مجبور شدم علی رغم میلم آدرسش رو عوض کنم.

خوشحال میشم که تمام دوستان رو به همین مناسبت به خونه ی جدیدم دعوت می کنم به صرف چای و قهوه و شیرینی.

منتظرم.

(البته شوکولات هم هست به درخواست بعضی ها!!!)

پس از این به بعد اونجا می‌بینمتون.

در ضمن به خاطر دوستان آپدیت آخرم رو هم دوباره به اونجا منتقل می کنم.

منتظرتون هستم.

یا حق

 

شنبه 5 آبان ماه سال 1386
مبانی تغییر جنسیت
نوشته شده توسط سینا در ساعت 7:44 PM

سلام به همه ی دوستان!

احوال شما؟ مخلص همه ی دوستای خوبم هم هستم.

خدمتتون عرض کنم که اولاْ شکه شدم از این همه نظر و خواستم قبل از ذوق مرگ شدن بگم دم همه تون گرم!

آدم وقتی میبینی مطالبی که مینویسه واسه بقیه جالبه و مفید الله وکیلی انرژی میگیریه.

خوب حالا که همه مشتاقید اینم قدم سوم...

قدم سوم

زنده ماندن و تغییر کردن

بعد از اینکه هورمون‌ها کارهای بسیار خود را انجام دادند، بعد از گذشت ماه‌ها، بدن شما متناسب‌تر با جنسیت‌تان خواهد شد. در واقع، حقیقی‌تر به نظر می‌رسید. اما بخش دیگری هم وجود دارد که شما را به جنسیت متناسب شما نزدیک می‌کند، و یان تجربه‌ی جنسی داشتن است.

جنسیت یک بخش ناپیدا از احساسات جنسی است. جنسیتی که ما می‌توانیم ببینیم، شکل و ساختِ بدن است، اما اجزای عصب‌شناختی هم وجود دارند. اگرچه ممکن است تشخیص دهید که ذهن شما به یک جنس تعلق دارد و ممکن است تجربه‌های بسیاری در باطن و ذهن جنسی خود داشته باشید، که برای دیگران و شما مشخص و آشکار است، اما باید بفهمید که سال‌های زیادی از شرایط زندگی اجتماعی عقب هستید.

رفتارهای طبیعی جنسیت در اجتماع مبالغه‌آمیز هستند. رفتارهای جزیی مردانه یا زنانه نشان می‌دهد که ما با چه جنسیتی متولد شده‌ایم و طبعاً توسعه‌ی پیچیده‌ی عملکرد را در اجتماع کشورمان بیان می‌کند. گاهی اوقات این رفتارها می‌تواند بسیار اغراق‌آمیز باشد، به حدی که دیگران نمی‌توانند آن را طبیعی بدانند. به منظور اینکه جنس و جنسیت خود را بپذیرید و با اجتماع خود متناسب شوید، نیاز دارید که برخی از این تظاهرات و وانمودها را فرا بگیرید.

به هر حال، نیازی نیست همه‌ی آنها را فرا بگیرید، یا از بیشتر آنها استفاده کنید یا حتی همه‌ی آنها را بخواهید. مهم است که به اندازه‌ای از این نشانه‌های جزیی جنسیت در اجتماع خود استفاده کنید که برای دیگران قابل درک باشد و شما را بپذیرند. سرانجام، شما در طول این تغییر جنسیت به سمت خود حرکت می‌کنید و دیگر به شکل ساده‌ی یک نقش مصنوعی، یا یک بازیچه یا حتی یک عروسک خیمه‌شب‌بازی دیده نخواهید شد. از رفتارهای جنسیتی استفاده کنید، اما به آنها اجازه ندهید شما را محدود کنند یا دست و پاگیر شوند.

برای یاد گرفتن این درس‌ها، از یکی از دوستان خود کمک بگیرید یا حتی از یک متخصص حرفه‌ای. متخصصانی هستند که با سخنرانی به شما کمک می‌کنند تا صدا و حالات صحبت کردن خود را تغییر دهید. همین‌هاست که به شکل گرفتن ساختار شما و رشد آن کمک می‌کنند. لازم است که به دنبال کمک باشید. این هم یک بخش از تغییر جنسیت است. تغییر جنسیت فقط فیزیکی نیست، بلکه یادگیری قوانین و رفتارهای مدونی است که اجتماع آنها را برای هر فرد مطالبه می‌کند. ارزش این کار گذشتن است، رفتاری برای قابل قبول شدن بدون هیچ حرفی، و عموماً گذراندن، زنده ماندن است.

شما بدون غذا و پناهگاه و دوستانی که پشتیبان شما باشند، تغییر جنسیت موفقی نخواهید داشت یا حداقل برخی روابط پشتیبانیِ احساسی به منظور بعضی چیزها یا بعضی افراد. بنابراین این بدان معناست که نیاز دارد خودتان را توسط مراحل بالا حمایت کنید. معقول است که خوب و بلندنظر باشید، بدین معنی که قبل از تغییر جنسیت در جایی مشغول به کار باشید. همیشه تغییر جنسیت با داشتن یک شغل بسیار راحت‌تر بوده است.اگر در اواسط این عمل جهنمی‌ِ تغییر جنسیت بیکار شدید، قطعاً بسیار مشکل‌تر خواهد شد. سطوح بالای تکنولوژیِ کاری را برای کار انتخاب کنید یا سیاست بلندنظرانه‌ای در کارتان داشته باشید، به این ترتیب شرکت مجبور است که شما را اخراج نکند.

اگر برای استخدام گزینه‌ی دیگری نداشتید، تغییر جنسیت را تا زمانی که دوباره استخدام نشده‌اید متوقف کنید، سپس فرایند را ادامه دهید: خلاصه، اگر همه چیز اشتباه پیش رود، این موقعیت را خواهید داشت که دوباره از اول شروع کنید و مشکل مالی نداشته باشید. تغییر جنسیت ساده نیست، یک مبارزه است. گاهی اوقات، برای مبارزه در این نبرد، باید یک نبرد دیگر را ببازید تا روزی دیگری مبارزه را آغاز کنید. این را درک کنید. برای نبرد بعدی با عزم و اراده‌ای بیشتر آماده شوید.

در طی تغییر جنسیت، همیشه بزرگترین خطر افراد دیگر هستند. افرادِ دیگر خطری دایمی هستند، به این خاطر که متعصب هستند و چیزهایی که می‌توانند قبول کنند، محدود است. مراقبت باشید، و به هیچ‌کس صد در صد اطمینان نکنید. باید باهوش باشید تا همیشه انتظار داشته باشید که دیر یا زود، با کس- یا کسانی- روبرو شوید که می‌خواهند به شما حمله کنند یا شما را از بین ببرند (معمولاً به دلایل مذهبی). برخی از افراد قبلاً در موقعیت‌هایی مشابه این بوده‌اند و بسیاری از مذاهب قویاً مردم را به از بین بردن و صدمه زدن به این معضلات مطرح شده رهنمون می‌سازد. به عنوان یک ترنسکچوال، شما قطعاً یک معضل هستید. در واقع، ترنسکچوال‌ها جزو معضلات، حتی یک معضل اجتماعی، به حساب می‌آیند.

عموماً، بهترین روش برای سر و کله زدن با این مردم کوته‌فکر و نادان این است که هیچوقت وارد بازی‌شان نشوید.

پاسخ به دوستان

حمید

اولاْ ورودت رو به جمع بر و بچز وبلاگیم تبریک میگم. دوماْ باید بگم از اینکه این سوالارو میپرسی خداییش ناراحت نمیشم. به هر حال من اینجام به سوالا جواب بدم. حتی اگر شده شخصی باشه. چون این موضوع هم میتونه به خیلی از بروبچه ها کمک کنه.

البته قبلاْ در این مورد توضیح داده بودم. اما خوب توی پستای قبلی بود.

باید خدمت داش خودم عرض کنم که من دانشجوی رشته مدیریت توی شهر چالوس هستم. هنوز دو سال از باقی درسم مونده و به همین خاطر هنوز نمی خوام یا بهتره بگم نمیتونم که عمل کنم.

از نظر مراحل قانونی هم در حال کش و قوس با انستیتو هستم. (البته با روانشناسش)

صمیم

ورود تو رو هم به جمع بر و بچز خودم تبریک میگم. باید خدمت شما عرض کنم که دوجنسیها دو دسته هستند.

البته به کار بردن این لفظها کار چندان جالبی نیست. چون هنوز در صحت و سقم این کلمات شک هست.

ولی خوب به یه دسته میگن دوجنسی حقیقی یا هرمافرودیت که اونها از نظر بدنی هم مشکل دارند. (حالا هر مشکلی که من همینجا بهت قول میدم یه پست کامل رو به تفاوت این دوتا اختصاص بدم) و دسته‌ی دوم هم دوجنسی های کاذب یا ترنسشکوال ها که ماها باشیم. ما از نظر بدنی هیچ نقصی نداریم. تاکید میکنم هیچ نقصی نداریم و روح ماست که با ذهنمون درگیره.

بعضاْ دیده شده ترنسکشوالهایی که بعد از عمل عیبی روی خودشون میذارن تا کارشون رو موجه جلوه بدن و بگن که چون بیمار بودن این کار رو کردن. اما ترنسشکوال حقیقی کسیه که بدنش به درستی ساعت کار میکنه. اما روحش داغون و خرابه.... (هی روزگار....)

حتماْ توی یه پست جداگونه در این مورد کامل توضیح میدم.

امید

مخلص داش خودمونم هستیم! بیشتر دلم میخواد یه نظری چیزی بدی و اطلاعات منو بیشتر کنی. یه مدت خوب مینوشتی. آپ کردی حتماْ خبرم کن. خراب نوشته‌هات شدم (بی تعارف)!

ستاره

شمام مثل خواهر مایی. غم و غصه‌ی هر کدوم از بچه‌ها غم و غصه‌ی ماست. تو این وانفسا خود ماییم که باید هوای همو داشته باشیم. خیلی چاکریم.

علی

به دعات میگم آمین و خدمت داش خودم عرض کنم که اگر نت پر از بچه‌های ترنس شده (که امیدوارم همه واقعاْ ترنس باشن) به خاطر محدودیت‌هایی که توی اجتماع واسه ما قایل میشن. به خاطر درگیری‌هاییه که با اجتماع و خانواده داریم. سطح فرهنگ بچه‌های ترنس بالا رفته و حالا همه میدونن مشکلشون چیه. شاید تا چند سال پیش خود ما ترنس ها هم نمیدونستیم ترنس یعنی چی؟ به همین خاطره که حالا همه بسیج شدیم تا به مردم بفهمونیم مثل بقیه حق زندگی داریم.

از اینکه توجه داشتی ممنون و دم شما گرم.

مژگان

بابا راه گم کردی؟ میگفتی گوسفندی شتری.... قدم روی چشم ما گذاشتید.

بوسه

بابا سرعت عمل! خوشم میاد از کسایی که پیگیر وبلاگهاشون هستن و سریع جواب کانتا رو میدن. اینطوری آدم وقتی وارد وبلاگ میشه هی دلش میخواد کامنت بذاره. بابت توضیحت هم ممنون.

یلدا

واسه تو که دیگه حرفی ندارم چون تو خودت حرف نداری!  آدرس وبلاگتم همینجا میذارم تا همه بهت سر بزنن. www.dokhtaresarma.blogsky.com

خوب دوستان گرامی! قبل از خداحافظی گفته باشم دوست منه ها! حسابی تحویلش بگیرید. (بعداً از خجالتتون در میام)

طبق معمول همیشه...

تا آپدیت بعدی... یا حق

 

سه شنبه 24 مهر ماه سال 1386
مبانی تعییر جنسیت فیزیکی
نوشته شده توسط سینا در ساعت 5:08 PM

سلام به همه‌ی بر و بچ!

احوالات شما چطوره؟ مام بد نیستیم. نفسی میاد و میره و از این بابت خدا رو روزی صد هزار بار شکر می‌کنیم.

می‌بینم که ترجمه‌ی قسمت اول مبانی تغییر جنسیت فیزیکی مورد توجه خیلی از دوستان قرار گرفته. از این بابت خوشحالم. همونطور که قول داده بودم. امروز قسمت بعدی یعنی قدم دوم رو براتون می‌ذارم تا بخونید. یادتون باشه... نکته‌ی مهم تو این قدم‌ها اینه که مثل لی‌لی کردن نمی‌تونید یکی از اونا رو جا بذارید و برید به مرحله‌ی بعدی. این مراحل باید تک تک طی بشه. درست مثل game که اگر رمز ورود به مرحله‌ی بعد رو نداشته باشی، نمی‌تونی واردش بشی.

البته ناگفته نماند که بعضی از دوستان این رمز مراحل بعد رو از دیگرون می‌پرسن و فکر می‌کنن زرنگی کردن و بدون رد کردن مرحله یا مرحله‌هایی وارد مرحله‌ی بعدی می‌شن. اینطوری میشه که یه دفعه به خودشون می‌یان و می‌بینن که چه آیتم‌های سختی تو این مرحله هست که حتی توان مقابله کردن با اونا رو هم ندارن. در صورتی که اگر از اول مرحله به مرحله پیش می‌رفتن، این همه دردسر هم نمی‌کشیدن و می‌تونستن خودشون رو محک بزنن.

بماند.... من اینجا قصدم نصیحت نیست. وظیفه‌ی من فقط دادن اطلاعات صحیحه. همین.

پس نظرم رو به شما تحمیل نمی‌کنم.

این شما و این هم قدم دوم......

قدم دوم

وقت آن است که برای صبر کردن آماده شوید

تغییر جنسیت زمان زیادی می‌برد. به سرعت انجام نمی‌شود. به طول میانگین، حداقل زمان مورد نیاز برای تغییر جنسیت بدنتان، در بهترین شرایط ممکن، حدود دو سال است. اغلب این فراید می‌تواند سه، چهار، پنج سال یا حتی بسیار بیشتر طول بکشد. در بعضی موارد، این فرایند هرگز به پایان نمی‌رسد. هر سال که می‌گذرد، هنوز کمی تغییر کوچک لازم است، حتی بعد از عمل. عموماً و به طور متوسط، حدود دو تا سه سال برای تغییر جنسیت زمان لازم است.

لازم است دکتری بیابید. هر دکتری که بتواند بالقوه به شما کمک کند، لازم نیست یک متخصص گران‌قیمت برای خود پیدا کنید. شما فقط به کسی نیاز دارید که هورمون‌هایی را برایتان تجویز کند و گاهی‌اوقات سلامتی شما را بررسی کنید. هر دکتری می‌تواند این کار را انجام دهد. بدانید که همه‌ی دکترها یکسان نیستند، و آنها هم مانند ما انسانند و می‌توانند در هر زمینه‌ای پیش‌داوری و قضاوت همراه با تعصب داشته باشند. لازم است کمی در این مورد تحقیق کنید تا دکتر دلسوزی بیابید. آماده باشید تا با این موضوع روبرو شوید. هورمون‌ها خیلی گران نیستند و اغلب هر کسی می‌تواند آنها را تهیه کند.

اولین چیز در تغییر جنسیت هورمون است. هورمون‌های جنسی کارهای زیادی روی تغییرات جسم شما انجام می‌دهند. در واقع، بسیاری از افراد به سادگی از هومورن‌ها استفاده می‌کنند و هرگز با عمل جراحی سر و کار ندارند. آنها به دلایل مختلف چنین کاری می‌کنند، مثل ترس از عمل، میل ندارند که آلت‌های جنسی خود را به خطر اندازند یا به این نتیجه می‌رسند که بعد از عملکرد هورمون‌ها احساس راحتی می‌کنند. اول هورمون، سپس عمل. این را درک کنید. چیز دیگری را قبول نکنید.

هورمون‌ها تمام بافت‌های نرم بدن را تحت تأثیر قرار می‌دهند. آنها ظاهر و احساس پوست را تغییر می‌دهند، شکل و انحنای بدن را تغییر می‌دهند. هورمون‌ها سینه‌ها را بزرگ می‌کنند (در صورتی که وجود نداشته باشند) یا در مرد به زن ریش‌ها و حجم عضلات رشد می‌کنند (اگر قبلاً وجود نداشته باشند). بدانید که این تغییرات دایمی هستند. سینه‌ها با هورمون از بین نمی‌روند و ریش‌ها با هورمون از ناپدید نمی‌شوند. هورمون‌ها می‌توانند به بدن بدهند، اما نمی‌توانند از آن بگیرند. تنها عمل جراحی می‌تواند چیزی از بدن شما بگیرد. اگر سینه‌ای ندارد، اما می‌خواهید که داشته باشید، هورمون‌ها می‌توانند این کار را برای شما انجام دهند، اما اگر سینه دارید و آنها را نمی‌خواهید، به عمل جراحی نیاز دارید. در مورد اندام‌های جنسی هم همین موضوع صدق می‌کند.

هورمون‌های جنسی نمی‌توانند اسلکت بدن شما را تغییر دهند. شما با هورمون‌های جنسی بلندتر یا کوتاه‌تر نمی‌شوید. قد شما همان‌طور باقی خواهد ماند اما نه به همان ساختار. ممکن است کمی چاق یا لاغر شوید و فرم بدنتان تغییر کند.

عمل زیبایی و هورمون‌ها

بعضی از فنون عمل، مثل تغییر شکل صورت، یا بزرگ کردن سینه‌ها در ترنسکشوال لازم نیست. به هورمون‌ها زمان دهید. چند سالی طول می‌کشد تا بخش‌های جدید بدن رشد کند. این زمان در افراد غیرترنسکشوال هم لازم است، بنابراین طبیعی است. نمی‌توانید تصور کنید که بعد از یک سال چقدر تغییر خواهید کرد، یا حتی بعد از دو سال. نیازی نیست که فکر عمل زیبایی پیشرفته باشید: به هورمون‌ها زمان دهید تا کار خود راانجام دهند. عموماً، اگر هورمون‌ها در بدن شما خوب عمل کنند، شبیه والدین، برادر یا خواهر خود خواهید شد. آنچه آنها نشان می‌دهند، به سابقه‌ی خانوادگی شما برمی‌گردد.

به هر حال، اگر بعد از چند سال، هومورن‌ها خوب کار نکردند، مسأله دیگر فرق می‌کند. هورمون‌های جنسی روی تعداد نادری از مردم خوب جواب نمی‌دهند. برای چنین افرادی است که عمل‌های زیبایی مفید واقع می‌شود.

خطرات هورمون‌ها

هورمون‌ها بیشتر اعمال تغییر جنسیت را انجام می‌دهند، اما بی‌خطر نیستند. می‌توانند شما را بکشند یا آسیب‌های جدی به بدن شما وارد کنند. این در صورتی است که از دوزهای بالا استفاده کنید. قانون این است که همیشه از دوزهای کم و مؤثر استفاده کنید. بیشتر هورمون‌ها سرعت فرایند را افزایش نمی‌دهند؛ در واقع، هورمون‌های اضافی می‌توانند سرعت تغییر جنسیت یا کاهش دهند. همیشه کمترین دوز هورمون را استفاده کنید که می‌تواند بیماری شما را بهبود بخشید.

خطرات هورمون‌های جنسی شامل حمله‌ی قلبی و تپش قلب و انواع مختلف سرطان است. این خطرات متناسب با دوز مصرف شده است. به یاد داشته باشید که قبل از عمل نهایی، بدن شما از قبل هورمون‌های جنسی تولید می‌کرده، بنابراین تغییر جنسیت یک جدال بین هورمون‌هایی که استفاده می‌کردید و هورمون‌هایی که بدن شما قبلاً ترشح می‌کرده است. این بدان معناست که بدن شما درگیر طوفانی است هورمون‌هاست، بیشتر از آن اندازه‌ای که بتواند همه چیز را در کنترل داشته باشد. این به تنهایی موقعیتی خطرناک است. زمانی که هورمون مصرف می‌کنید، مراقبت سلامتی خود باشید و از بدنتان به دقت مراقبت کنید.

سیگار نکشید، از مشروبات الکلی استفاده نکنید یا هیچ داروی دیگری در طول تغییر جنسیت استفاده نکنید. شما در وضعیت تولید جسم و تغییر جسم قبلی هستید. با جسم خود مهربان و مراقبت سلامتی‌اش باشید، چون شما درست مانند یک نوزاد تازه متولد شده هستید؛ به این دلیل که بالواقع یک بار دیگر در حال رشد و بزرگ شدن هستید. مراقب تغذیه‌ی خود باشید، به اندازه‌ی کافی بخوابید و عموماً بسیار بسیار مراقبت سلامتی خود باشید. تغییر جنسیت یک بلوغ دوباره است.

رفتارهای مخرب می‌تواند این فرایند را نابود کند: تغییرات شیمیایی به سلول‌ها اجازه می‌دهد تقسیم شوند و به رشد خود ادامه دهند. در طول تغییر جنسیت، از خودتان مانند یک کودک مراقبت کنید. تمیز باشید، سالم باشید و با ملایمت با بدن در حال تغییر خود برخورد کنید.

خوب دوستان عزیز.

امیدوارم خوشتون اومده باشه. در مورد بازخورد نوشته‌های قبلیم هم خیلی خوشحالم که مورد توجه‌اتون قرار گرفته. در مورد قدم دوم هم اگر مطلبی دارید، توی کامنت‌هام منتظرتون هستم.

تا آپدیت بعدی، یا حق.....

سه شنبه 17 مهر ماه سال 1386
مبادی اولیه‌ انتقال (اساس تغییر جنسیت فیزیکی)
نوشته شده توسط سینا در ساعت 11:09 AM

سلام به بر و بچ!

چه حال و چه خبر؟

قبل از هر چیز باید با کمال امتنان خدمتتون عرض کنم که ترجمه آماده شده. اما چون حجمش زیاده توی هر آپدیتی یه بخشی از اون رو می ذارم.

این هم اولین بخش...

قدم اول

تصمیم خود را بگیرید

شما باید تصمیم بگیرید که یک ترنسکشوال هستید و برای اینکه زندگی کنید باید حتماً جسم خود را تغییر دهید. اگر این تصمیم را گرفته‌اید، انگیزه‌ی شما قوی است و حالا می‌خواهید بدانید واقعاً چطور باید این کار را به انجام برسانید یا حداقل و حداکثر کاری که باید انجام دهید چیست. اول باید بعضی چیزها را بدانید.

تغییر جنیست برگشت‌ناپذیر است. هرگز نمی‌تواند این عمل را معکوس کرد. تغییری که در شما ایجاد می‌شود همیشگی است، و اگر تصمیم‌تان اشتباه باشد، هرگز قادر نخواهید بود که عمل خود را برعکس کنید. این را بفهمید. تغییر جنسیت برای یک عمر زندگی است.

ریسک‌هایی وجود دارد. ممکن است در طول این فرایند بمیرید. این یک مسأله‌ی جدی است و نباید آن را سرسری گرفت. تغییر جنسیت آخرین راه‌حل برای انسانی درمانده است، انسانی که زجر می‌کشد. یک ماجراجویی نیست، یا به این دلیل که جالب به نظر می‌رسد یا هیجان‌انگیز یا حتی «بهتر از وضعیت فعلی» باشد. تغییر جنسیت فقط برای کسانی بهترین راه‌حل است که می‌دانند چاره‌ی دیگری ندارند. اگر مثل انسان‌های مرده شده‌اید یا تغییر جنسیت تنها راه‌حل واقع‌گرایانه در زندگی‌تان است، بدانید حالا واقعاً آماده‌ی این کار هستید.

لازم است درک کنید که اگر جنسیت بدن خود را تغییر دهید، و در مورد کسی که در درون شماست اشتباه کرده باشید، برای همیشه در مکافاتی اجباری گیر افتاده‌اید و جنسیت حقیقی شما را برای همیشه محبوس می‌کند. ترنسکچوال بودن مضر است. بنابراین مطمئن شوید که یک ترنس هستید، قبل از اینکه تصمیم بگیرید که هستید. اگر ترنسکشوالید، فقط شما هستید که می‌توانید تصمیم بگیرید؛ هیچ مقامی نمی‌تواند به جای شما تصمیم بگیرد، یا به شما بگوید که هستید یا نیستید. با خودتان صادق باشید.

 

خوب مطمئنم که همه‌ی شما بعد از خوندن به این نتیجه رسیدید که متن خیلی جالبیه. من که به شخصه خیلی چیزها ازش یاد گرفتم و خیلی از تصورات ذهنیم به واقعیت تبدیل شد.

خوشحال میشم نظرات شما رو م بدونم و حتماْ تو آپدیت بعدی بقیه‌اش رو می‌نویسم.

 

پاسخ به دوستان

 

آرمان

قربونت داداش! منتظرم باز هم بهم سر بزنی. از آپت خبری نیست. کم کار نباش. ما برای همدیگه بهترین دواییم.

 

پری سا

از اینکه به جمع وبلاگی های من اضافه شدی خوشحالم. در مورد جواب سوال بچه ها هم باید بگم وظیفمه. خوشحال میشم اگر بتونم کمکی هر چند در حد جواب دادن سوال یا ترجمه‌ی متن‌های مفید برای بچه‌ها کرده باشم.

در ضمن از اینکه مدام همه رو خبر می‌کنی که آپ کردی خوشحالم. این روش خیلی خوبی برای اطلاع دادن به بقیه است. تلاشت قابل ستایشه.

 

ستاره

ورود تو رو هم به جمع وبلاگی‌های خودم تبریک می‌گم. امیدوارم مثل مژگان دوست همیشگی من بشی و باز هم بهم سر بزنی.

عارف

تو هم خوش اومدی. از نظر من اهمیتی نداره که ما چی هستیم و کی هستیم. هر چی که هستیم برای خودمون هستیم و عقاید و نظرات شخصی‌مون برای خودمون باارزشه. مهم ماییم که داریم زندگی می‌کنیم. باز هم ورودت رو تبریک می‌گم و منتظر نظراتت هستم.

سینا

هم نام خودم! چطوری پسر؟ از کنکور که دیگه نگو! حسابی آدم رو... (می‌دونی... این وبلاگ رو خانوم‌ها هم می‌خونن و به کار بردن بعضی کلمات درست نیست) ولی خُب.... این هم می‌گذره. من هم همین روزها رو داشتم تا قبول شدم. حالا هم توی چالوس درس می‌خونم. رشته‌ی مدیریت بازرگانی (کارشناسی)

مطمئن که حتماْ موفق می‌شی. خوشحال می‌شم باز هم بهم سر بزنی و از حال و روزت خبر بدی.

 

خوب دوستان!  همونطور که همیشه می‌گم...

تا آپدیت بعدی

یا حق

 

پنجشنبه 29 شهریور ماه سال 1386
سلام
نوشته شده توسط سینا در ساعت 12:14 PM

سلام به همه دوستان!

حالتون چطوره؟

می‌دونم که حتماً همه‌اتون از اینکه دچار مشکلاتی هستید گله دارید، اما این یادتون باشه که سختی و مشکلات برای همه‌ی ما هست. بخصوص واسه ما که راه سخت‌تری رو هم نسبت به بقیه انتخاب کردیم.

اما مطمئنم با تلاش و کوشش حتماً به نتیجه‌ی مورد نظرمون می‌رسیم.

یه چند وقته که کم‌کار شدم.

این رو می‌دونم.

اما خوب، باور کنید فعلاً سرم خیلی شلوغه. با این همه هر زمانی که بتونم میام و سر می زنم و سعی می‌کنم از قافله‌ی دوستان عقب نمونم و بنویسم.

تو آپدیت بعدی، قصدم اینه که یه ترجمه براتون بذارم که کار خودمه. از یه بروشور که مال یه بیمارستان تو انگلیسه و به بیماران TS داده می‌شه تا قبل از عمل اون رو به دقت مطالعه کنند. مطالب جالبی بود که فکر می‌کنم برای ما مفید باشه. اما خوب، هنوز کار ترجمه‌اش تموم نشده و وقتی به آپدیت بعدی برسم، حتماً اون رو هم تموم می کنم و براتون می‌ذارم.

پاسخ به دوستان

امید

آقا ادت کردم به لینکهام. کاش می‌تونستم تو رو باز هم تو بهزیستی ببینم. به هر حال من خودم هم کمتر اونجا میرم و میام. چون تا دوشنبه‌ی هفته ی آینده کلاسام شروع می‌شه و میرم شهرستان. اما خوب اگر میری، پس تکلیف اون انتخابات و.... اینا چی میشه. باخبرم کن. منتظرم

مژگان

یاور همیشگی من! هر وقت کامنت‌ها رو می‌خونم هستی. خوشحالم دوستی مثل تو دارم.

امیر

آقا قرار بود با ID من تماس بگیری تا شماره رو بهت بدم. این روانپزشک همون آقای اسدبیگیه که توی دومین یا سومین آپدیتم نظرش رو نوشتم. کارش درسته. مشاور خود من هم هست. یه مدت هم توی بهزیستی نواب بود. اما حالا تو بهزیستی سر ظفر کار می‌کنه. با ID من تماس بگیر تا بتونم add کنم و شماره رو واست بذارم. sinakhan1981@yahoo.com. منتظرم.

بوسه

در مورد هورمونهای خارجی پرسیدی. خوب برای ما پسرها یا بهتر بگم f to m ها هورمون‌های خارجی یا ایرانی خیلی توفیر نداره. اما خوب برای بچه‌های m to f هورمون‌های ایرانی عوارض داره و خوب هم عمل نمی‌کنه. هورمون‌های خارجی برای این بچه‌ها خیلی بهتر جواب می‌ده. به همین خاطر یکی از دوستان به نام خانم روایی پیگیر این کار بوده و البته از خودمونه. اون تونسته با پیگیری‌های خودش این آدرس‌ها رو مستقیماً از مدیر مربوطه توی وزارت بهداشت بگیره و نامه‌ای هم از اون داره که خواسته با این بچه‌ها همکاری کنند.

تو آپدیت قبلی هم گفتم، آدرس آخر که مربوط به هلال احمره خیلی بهتر به بچه‌ها جواب داده و بیشتر مراعات حال ما ها را می‌کنن.

خوشحالم که به من سر زدید.

منتظرتون هستم.

تا آپدیت بعدی

یا حق....

چهارشنبه 21 شهریور ماه سال 1386
اطلاعیه
نوشته شده توسط سینا در ساعت 12:45 PM

سلام دوستان!

خوشحالم از اینکه باز هم در خدمت شما هستم. از اینکه این همه مدت نبودم عذر می‌خوام.

راستش درگیر کارای ثبت نام دانشگاه و اجاره‌ی خونه و این حرفا بودم.

حالا بهتره برسم به مهم‌ترین چیزی که تمام این مدت فکرم رو مشغول کرده بود.

همه ی دوستان می‌دونن که ما بچه‌های (F to M) از نظر  دارویی مشکل خاصی نداریم یا اگر هم داشته باشیم با همین هورمون‌های ایرانی می‌تونیم کنار بیایم.

اما دوستای دیگه‌ی عزیز من به این خاطر خیلی دچار مشکل می‌شن. چون هورمون‌های زنانه که در ایران وجود داره خیلی خوب جواب نمی‌ده.

البته ناگفته نماند که همه‌ی ما ترجیح می‌دیم از هورمون‌های ایرانی کمتر استفاده کنیم و دست به دامن هورمون‌های خارجی بشیم که البته ترجیح می‌دم در مورد چراش حرفی نزنم که خود حدیثی مفصل است...

اما اینجا و این بار قصد دارم ۵ مرکز مهم رو در تهران معرفی کنم که با هماهنگی‌های از قبل صورت گرفتهُ داروهای خارجی رو در اختیار ما قرار می‌دن تا بتونیم به نتیجه‌ی کار مطمئن باشیم.

دوستان فقط کافیه با نسخه‌ی پزشک به این مراکز مراجعه کنند و داروها رو با قیمتی پایین‌تر از بازار آزاد دریافت کنند. این هم آدرس و تلفن اون مراکز:

نام مرکز تلفن آدرس
اوزان ۸۸۷۹۵۳۸۵ ولیعصر- پایین‌تر از میدان ونک- نبش کوچه بیستم-ساختمان پزشکان ۲۰-طبقه‌ی همکف
فوریت‌های دارویی پیک دارو ۸۸۵۳۶۹۷۰-۷۳ چهار راه قصر-خ شهید بهشتی-نرسیده به اندیشه- پلاک ۳۳
فوریت‌های دارویی شفایاب فردا ۸۸۷۴۴۱۱۹ داروخانه-نبش بهشتی-بعد از مدرس-پلاک ۳۹۵
فوریت‌های دارویی نور ۸۸۸۳۲۷۱۷ داروخانه-مدرس-بالاتر از هفت تیر-خ زهره-نبش مدرس-پلاک ۳۹
فوریت‌های دارویی هلال احمر ۸۸۸۰۳۸۷۱ خ طالقانی-تقاطع سپهبد قرنی-شماره ۳۱۰

 

خوب دوستان! امیدوارم این آدرس ها و تلفن‌ها کمی به شما کمک کرده باشه.

اما مطلب دومی که می‌خوام بگم اینه که با تلاش عده‌ای از بچه‌ها وزارت کار با تخصیص وام به ماها موافقت کرده و ما می‌تونیم از وام‌هایی که می‌گم استفاده کنیم.

۱- وزارت کار طبق قانون «منابع وجوه اداره شده» با مدرک تحصیلی تا سقف ۶ میلیون تومان وام می‌ده که البته باید از طرف بهزیستی معرفی‌نامه داشته باشیم. این وام با کارمزد خیلی کم (یعنی ۴ درصد) تا ۵ سال (بستگی به مبلغی که وام گرفته شده) قابل پرداخت است.

۲- وزارت کار طبق قانون «خوداشتغالی» با مدرک تحصیلی تا سقف ۱۴ میلیون تومان وام می‌ده که البته باز هم باید از طرف بهزیستی معرفی‌نامه داشته باشیم. این وام کارمزد بیشتری داره یعنی (۱۳٪) و مهلت بازپرداختش هم بستگی به مبلغی که وام گرفته شده داره.

دوستانی که شرایطش رو دارن تا این وام رو بگیرن می‌تونن مدارک خودشون رو به بهزیستی ارایه کنند. این مدرک‌ها شامل مدارک خیاطی- آرایشگری- کامپیوتر- زبان و.... میشه که البته باید مدرک طبق تاییدیه‌ی وزارت کار و فنی و حرفه ای باشه. یعنی یا مدرک دانشگاهی یا مدرکی که از آموزشگاه های آزاد دریافت کردید ولی مورد تایید سازمان فنی و حرفه‌ای است.

البته استثنای دیگه‌ای هم وجود داره. یعنی دوستانی که خودشون مدرکی ندارند اما می‌تونن کارفرمایی پیدا کنند که دارای این مدرک باشه می‌تونن کارفرما رو به این مراکز معرفی کنند. کارفرما وام رو دریافت می‌کنه و موظفه که تا زمان بازپرداخت وام شما رو استخدام کنه و در استخدام نگه داره.

یعنی تا زمانی که وامش رو کامل نپرداخته مجبوره که شما رو در استخدام خودش نگه داره.

اینهم به هر حال نوعی کمک بود که به هر حال بد نیست. هر چند که باید در نظر داشته باشید که به هر حال اینها مراحل اداریه و مشکلات خودش رو داره. از قبیل کاغذبازی و زمان

خوب دوستان...

امیدوارم تونسته باشم کمک کوچکی به شما کرده باشم.

منتظر نظراتتون هستم.

تا آپدیت بعدی یا حق...

یکشنبه 28 مرداد ماه سال 1386
حرفهای خودم
نوشته شده توسط سینا در ساعت 11:37 AM

سلام

امیدوارم حال همه‌ی دوستان خوب باشه.

راستش امروز قصد داشتم قسمت بعدی مقاله رو بنویسم. اما حقیقتش هیچ حال درستی ندارم. می‌دونم که خیلی از شماها می‌دونید که وقتی کسی دست و دلش به نوشتن نره یعنی چی و حتماْ خیلی از شماها توی مسیرتون دچار این مشکل شدید.

این شد که تصمیم گرفتم امروز راجع به خودم و مشکلاتم بنویسم بلکه یک کم سبک بشم.

تا به حال توی این وبلاگ در مورد خودم چیز زیادی ننوشتم. همیشه فکر می‌کردم باید صبور باشم و درد و غصه‌هام رو برای خودم نگه دارم. فکر می‌کردم دوستان من به قدر کافی غم و ناراحتی دارن و دیگه نیازی نیست منم اضافه اش کنم. به همین خاطر مطالب علمی می‌نوشتم تا بلکه بار اطلاعاتی بچه‌ها زیاد بشه.

امروز با این بار اطلاعاتی که روی دوشم دارم هم کاری از پیش نبردم و مادر عزیزم چنان رو در روی من ایستاد و گفت تا جایی که بتونم جلوت وامی‌ایستم که خودم شکه شدم.

راستش کمتر از یک هفته‌ی پیش مشاورم با مادرم صحبت کرد و موضوع رو باهاش در میون گذاشت. البته شب قبلش خودم هم باهاش حرف زده بودم. خلاصه دردسرتون ندم مادرم از اون روز چنان قاطی کرده که هر کاری می‌کنی برای اینکه ثابت کنه بچه‌اش یه دختره. امروز هم با قاطعیت تمام گفت من فقط کمکت می‌کنم روحیه‌ات رو حفظ کنی و درست رو تموم کنی و ازدواج کنی و بچه‌دار شی البته به عنوان یه زن. اگر چیزی غیر از این باشه هم تا جایی که بتونم جلوت می‌ایستم.

به من می‌گفت تو نمی‌فهمی چی می‌گی و صبح از خواب بلند شدی و دلت خواسته که پسر باشی. من حتی به پزشکی قانونی هم میام و میگم که راضی به این کار نیستم. نمی‌ذارم بهت مجوز بدن.

ای خدا......  (نفس عمیق)

شکرت!

اینجور مواقع ما بغیر از شکر اون که نهایت عشق و ذوقش رو توی خلقتمون نشون داده کاری نداریم که بکنیم. می‌دونم که روزها بالاخره تموم می‌شن و روزهای قشنگ منم میان. اما فکر ازدواج با یه مرد...........

اصلاْ دلم نمی‌خواد راجع بهش فکر کنم. می‌دونم که شما حرفم رو می‌فهمید. می‌دونم که تنها نیستم... دست‌کم خدا با منه.

«اگر خدا با ماست کیست بر ضد ما»

کتاب مقدس- رساله‌ی پولس

من به راه خودم ادامه می‌دم و می‌دونم که پیروزی بالاخره مال منه. مال من. مال ما...

تا آپدیت بعدی یا حق...

سه شنبه 23 مرداد ماه سال 1386
دلایل زیست‌شناختی
نوشته شده توسط سینا در ساعت 11:07 AM

سلام

دوستان عزیز. خوشحالم که بهم سر می‌زنید و نظر می‌دید. اما بحث امروز دنباله‌ی بحث آپدیت قبلیه. امیدوارم بتونه کمکی بکنه.

تئوری‌های زیست‌شناختی

الگوهای زیست‌شناختیِ تعیین جنسیت، توسط علم و حرفه‌ی پزشکی راحت‌تر مقبول واقع می‌شوند، بخصوص در بخش علم وراثت و علم غدد.

در مورد دلایل فیزیولوژیکیِ بیماری هویت جنسی بحث‌ها و نظرات بسیاری وجود دارد، اما به‌طور عام هیچ دلیلِ بیولوژیکیِ خاصی وجود ندارد.

البته عده‌ای بر این عقیده‌اند که اعمال بیولوژیکیِ هورمون‌ها می‌تواند تا اندازه‌ای بر روی جسمِ جنینی و مغز تأثیرگذار باشد. اما اندازه‌گیری‌هایی که روی توانایی تأثیرگذاری هورمون‌ها بر مغز نوزاد صورت گرفته، دارای اعتبار چندانی نیست.

الگوهای بیولوژیکیِ گسترش جنسیت تا حد زیادی به‌وسیله‌ی بسیاری از زیست‌شناخت‌ها، محققان اجتماعی، جامعه‌شناسان و انسان‌شناسان رد شده‌اند. به عنوان مثال، پول در تمام 6 آزمونی که توسط زیست‌شناسان صورت گرفته است، سبب ایجاد انحراف در خواهران، دختران پسرنما، مردان زن‌نما، ترنسکشوال‌ها، همجنس‌بازان و دوجنسی‌ها شده است.

بررسی‌ای بر روی رفتارهای جنسی حیوانات صورت گرفته که، اما هویت جنسی در پدیده‌ی انسانی بسیار پیچیده‌تر، ولی واضح‌تر است. تنها مشکل این است که هیچ مشابه آزمایشی و تجربی‌ای وجود ندارد.

بعضی‌ها معتقدند که هویت جنسی که از نظر زیستی تعیین می‌شود، اغلب یک علایم ثابت دارد و آن این است که ترنسکشوال‌ها نمی‌خواهند نسبت به منشأ شرایط فعلی‌شان گفتگو کرده یا دلایل و علتِ گسترش آن را کشف کنند. راس [روانپزشک]، در این باره می‌گوید: «بعضی افراد ترنسکشوال، اغلب مایل نیستند در قبال تردید و سردرگمی جنسی خود مسؤولیتی را قبول کنند و هیچ کوششی در جهت تغییر آن نمی‌کنند.»

راس در مورد متخصصانی توضیح می‌دهد که باور دارند در بیمارانی که هویت جنسی منشأ زیستی دارد، جنسیت ذهنی مقاومت بسیاری دارد و این افراد تلاش می کنند بدون معاینات اولیه که زندگی بیولوژیکی آنها را بررسی می‌کند، دست به جراحی بزنند.

پاسخ به دوستان

امیر

دوست عزیز! متاسفم که باید بگم اکثر دکترهای ما وقتی پول نداشته باشی تحویلت نمی‌گیرن. در واقع هیچ گربه‌ای محض خاطر خدا موش نمی‌گیره. اینم برمی‌گرده به خرج و مخارج زندگی که همانطور که برای شما کمرشکنه برای دکترای ما هم هست.

با این حال خوشحال می شم اگر بتونم کمکی به تو بکنم. به همین خاطر ازت می‌خوام به ID من سربزنی تا بتونیم بیشتر با هم آشنا بشیم و یه فکر بکنیم.

نکته

قصدم این بود که سه شنبه ها رو به آپدیتی اختصاص بدم که در مورد جلسه های دوشنبه ی بهزیستیه. اما متاسفانه این دوشنبه جلسه ای برگزار نشد. بنابراین توضیح جلسه می مونه برای هفته ی آینده.

 

 تا آپدیت بعدی

یا حق...

یکشنبه 21 مرداد ماه سال 1386
دلایل اختلالات هویت جنسی
نوشته شده توسط سینا در ساعت 11:08 AM

سلام.

خوشحالم که بازم می تونم براتون بنویسم. به دوستان قول داده بودم که در مورد دلایلی که باعث اختلالات هویت جنسی و ترنس ها میشه براتون بنویسم.

این نوشته بخشی از یک مقاله‌ی اینترنتیه انگلیسی که قول ترجمه اش رو داده بودم. بنابراین بدون هیچ حرف اضافه ای میرم سر اصل مطلب.

تئوری‌های مبتنی بر دلایل اختلالات هویت جنسی

تئوری‌های اجتماعی- فیزیکی و زیست‌شناختی، نسبت به سایر تئوری‌ها، بسیاری از انواع ناپایداری‌های احساسی و بیماری‌های مربوط به روان‌پزشکی را پوشش می‌دهند.

در مباحث دنباله‌دار «تعلیم و تعلم»، منشأ تفاوت‌های جنسیت و بیماری‌های اختلال هویت جنسی، انواع فراوان و متنوعی دارد. تمام این تئوری‌ها به‌طور مساوی توسط شواهد و مدارک اثبات شده‌اند و هر کدام شدیداً به‌وسیله‌ی تئوریست‌هایی حمایت می‌شوند که به دنبال حقیقت در میان بررسی‌های پیشرفت جنسیت، نقش‌های جنسی و «انحراف جنسی»- به عنوان آنچه که خلاف هنجار نامیده می‌شود، از قبیل همجنس‌بازی و بیماری‌های هویت جنسی- می‌گردند.

برای بیان خلاصه‌ی سبب‌شناسی بیماری‌های هویت جنسی، باید تأکید کنیم که هیچ‌کدام از فاکتورهای تسریع‌کننده و اثرگذار از قبیل زیست‌شناختی، اخلاق و اطوار شخصی، الگوهای تربیتی خانوادگی، عدم همسانی و انعطاف‌پذیری فرهنگِ کلیشه‌ای، به تنهایی سبب اختلال در هویت جنسی نخواهند شد، مگر اینکه بعضی از آنها در کنار یکدیگر قرار گیرند.

به عنوان مثال، پسری که در دوره‌ی جنینی، ظواهرش زنانه است و خلق و خوی مطیع و رامی دارد و هیچ الگوی آلت تناسلی بالغِ خاصی هم ندارد که نشانه‌ای از هویت جنسی‌اش باشد، هنگامی که مادرش به شکل خاصی با او برخورد کند تا خصوصیات زنانه‌ی هویت او گسترش یابد، احتمال انواع «انحراف» افزایش می‌یابد.

اگر پدر این پسر او را طرد کندف یا آنها را ترک کرده باشد یا به او توهین کند، شانس زنانه شدن در آن پسر افزایش می‌یابد. طرد شدن و برچسب‌های توهین‌آمیز مختلف به او زدن، پسر را به بدنامی می‌کشاند. از آن پس، هسته‌ی هویت جنسی زنانه‌اش، مثل سیمانی سخت خواهد شد و اگر شانس بیاورد، می‌تواند به درستی درمان شود یا تغییر جنسیت دهد و سبک زندگی‌اش را به درستی هدایت کند.

در این سناریو، هیچ‌کس نمی‌تواند عامل نهایی‌ای را تعیین کند که تئوری سبب‌شناسی اجتماعی- فیزیکی- زیست‌شناختی را در مورد ترنسکشوالیسم به عنوان یک بیماری شخصیتی بررسی کند.

توی آپدیت بعدی تک تک دلایل رو بررسی می کنیم و از نظر زیستی- اجتماعی و فیزیکی دلایل بررسی می شن.

پاسخ به سوالات دوستان

آرمان

خوشحالم که دوستانی مثل تو دارم. به دکتر اسدبیگی هم حتماْ سلامت رو می رسونم. از اینکه به من سر می زنی خوشحالم و امیدوارم بتونم کمکی به روشن شدن افکار عمومی در مورد این قضیه بکنم.

مژگان

دوست عزیز

وقتی کسی پا توی این راه میذاره به همه چیز فکر می کنه. به شدن و نشدن. به رسیدن یا نرسیدن. به بودن یا نبودن. هر کدوم از این واژه ها برای امثال ما معنی خاصی داره. قبل از اینکه کسی تصمیم به تغییر جنسیت خودش از راه عمل جراحی بگیره حتما در مورد تمام این قضایا فکر می کنه. منهم به اندازه ی خودم راجع به این عمل و گذشته و آینده فکر کردم. امیدوارم همه ی دوستان با آگاهی دست به این کار بزنن تا دچار مشکلات بعد از عمل نشن.

راستی همینجا به همه قول می دم که مطالبی رو در مورد بعد از عمل جراحی و عواقب و سختی هایی که در پی داره بنویسم و راه حلهایی هم برای اون ارایه بدم.

باز هم از اینکه به من سر زدید ممنونم.

دوستانی که مایل هستند با هم ارتباط بیشتری داشته باشیم می تونن ID منرو Add کنن تا بیشتر اونها رو در جریان بذارم. ضمن اینکه باید به خاطر داشته باشیم این ما هستیم که باید هوای همدیگه رو بیشتر از هر موقع دیگه ای داشته باشیم.

اینهم ID من: Sinakhan1981@yahoo.com

چهارشنبه 17 مرداد ماه سال 1386
ترنسکشوالیسم از دیدگاه روانپزشکان
نوشته شده توسط سینا در ساعت 11:47 AM

سلام!

به دوستان قول داده بودم که در مورد عوامل تأثیرگذار در اختلال هویت جنسی توضیح کاملی بنویسم. چیزی که می‌خواستم در این مورد بنویسم، تا حدودی گنگ و ناقص بود. اما چند روز پیش مقاله‌ای به دستم رسید از طرف مشاورم که متأسفانه به زبان انگلیسی نوشته شده. از دوستان می‌خوام صبور باشن و به من مهلت بدهن تا این مقاله‌ی کامل رو به فارسی برگردونم. بهتون قول می‌دهم در اولین فرصت این مطلب رو کامل برایتان روی وبلاگ بذارم.

اما از اونجایی که هنوز سؤالات زیادی توی ذهن بچه‌هاست، تصمیم گرفتم اختلال هویت جنسی رو از نظر چند نفر دیگه هم بررسی کنم.

اولین نفر مشاور خود منه که هفته‌ای یک یا دو بار پیشش می‌رم برای روان‌درمانی. ایشون آقای حسین اسدبیگی، روانشناس بالینیه. کارش حرف نداره. اما ببینیم نظر اون راجع به این بیماری چیه.

حسین اسدبیگی

«از هر 100 هزار نفر یک نفر خواستار تغییر جنسیت از زن به مرد و از هر 30 هزار نفر یک نفر متقاضی تغییر جنسیت از مرد به زن است. «او اضافه می‌کنه که» افرادی که از ابتدای تولد اختلال دوجنسیتی داشته باشند، با جراحی دارای جنسیت مرد یا زن می‌شوند.

ولی برخی افراد دارای اختلال هویت جنسی هستند و با وجود این که به ظاهر مربوط به یک جنس زن یا مرد هستند، از نظر روانی و عاطفی احساس می‌کنند به جنس مخالف تعلق دارند. در این حالت افراد مزبور از طریق روان‌درمانی با جنسیت اصلی خود سازگار می‌شوند و یا در صورت تشخیص درمانگران، مجوز عمل جراحی تغییر جنسیت به آنان داده می‌شود.

برای گرفتن مجوز عمل، فرد بیمار می‌بایستی مورد معاینات دقیق روانشناختی قرار گیرد و سپس با گواهی پزشک قانونی مجوز عمل برایش صادر می‌شود. در ایران پزشکان و جراحان متبحری در این زمینه وجود دارد. «و با اضافه می‌کنه که» اولین کسی که در ایران این عمل روی او انجام شد فریدون بود و اینک مریم است.»

لازمه که همینجا ذکر کنم، افرادی که دارای اختلال دو جنسیتی هستند، با ما که ترنس هستیم خیلی متفاوتند. اینها دارای هر دو آلت مردانه و زنانه یا آلت ناقص مردانه یا زنانه هستند. چنین افرادی از نظر کروموزومی هم دچار اختلال هستند. وضعیت این بیماران از بدو تولد کاملاً مشخصه و اگر دکترا درست متوجه‌ی قضیه شده باشن و خانواده‌ی بیمار هم همکاری لازم رو داشته باشن، با عمل تغییر جنسیت، جنسیت اصلی خودشون که کروموزوم‌ها براشون تعیین کردن، به دست میارن و به زندگی ادامه می‌دن.

اما بیمارای ترنس که ما باشیم، از نظر فیزیکی هیچ مشکلی نداریم. بلکه این روحمونه که با جسممون سازگار نیست و وقتی روانشناسا نتونن روح ما رو با جسممون یکی کنن، جسممون رو با روحمون یکی می‌کنند که این یکی کردن روح با جسم توسط روان‌شناس مدت‌ها زمان می‌بره تا تکلیفش مشخص بشه. زمانی که احتیاج به صبوریِ همه‌ی ما و خانواده داره.

دکتر معتمدی

اما دکتر معتمدی توی مصاحبه‌ای که در مجله‌ی راه زندگی داشتن، در این باره می‌گن:

«اختلاف هویت جنسی یکی از انواع اختلالات هویت یا Gender Identity تلقی می‌شود که افراد مبتلا به آن دچار ابهام و سردرگمی نسبت به ایفای نقش جنسی Roll Identity خود در جامعه هستند. یعنی این افراد از نظر ژنتیک، بیولوژیک و آناتومیک دارای جنسیت مرد یا زن هستند. ولی از نظر ذهنی، سایکولوژیک و احساسات و گرایش‌ها هویت جنسی مقابل خود را دارند. به تعبیر خودشان می‌گویند ما مرد یا زنی هستیم که در قالب جنس مخالف خود گیر افتاده و زندانی شده‌ایم.»

دکتر معتمدی در این بخش حرف‌هاش به مسأله‌ی مهمی اشاره می‌کنه که مطمئنم حرف دل خیلی از بچه‌های امثال منه و اون اشتباه گرفتن ما با هموسکشوال‌ها یا همجنسگراهاست.

«خیلی اوقات، مردم این بیماری را با همجنس‌گرایی اشتباه می‌گیرند. در حالی که این دو مسأله کاملاً با هم فرق دارد. هموسکشوال‌ها دارای اختلال جنسی هستند، اما برای رفع این نیاز به اشخاص همجنس‌خود گرایش پیدا می‌کنند در حالی که TSها- مبتلایان به اختلال هویت جنسی- در ایفای نقش اجتماعی خود سردرگم هستند. این مسأله باعث شده تا فرهنگ جامعه ما این افراد را طرد کند و خانواده نیز به نعی نه فقط آنها را نپذیرد بلکه به آزار فیزیکی‌شان نیز بپردازد.

متأسفانه بعضاً دیده شده بیماران TS توسط اقوام خود کشته شده‌اند. فقط به این دلیل که وجودشان باعث ننک شمرده می‌شده. اما واقعیت امر این است که این افراد هیچگونه انحراف جنسی ندارند و ما به عنوان روانپزشک و جامعه به عنوان یک حامی دلسوز باید به مشکل توجه کنیم.

عده‌ی زیادی از TSها قابل درمان هستند. البته باید به یک پروسه توجه کنید. خیلی اوقات دخترانی که می‌خواهند مرد شوند و حس می‌کند باید هویت جنس مقابل خود را به دست بیاورند کسانی هستند که فقط در مردانگی، استقلال بیشتر را می‌بینند و درمانگر باید بین این افراد که نقش اجتماعی جنس مقابل خود را می‌پسندند یا واقعاً دارای اختلال هویت جنسی هستند تفاوت و تفکیک قایل شود. متأسفانه بعضی از این بیماران برای چیزی که تصور می‌کنند درمان سریع آنهاست بدون انجام بررسی‌های لازم اقدام به جراحی می‌کنند و طی سال‌های بعد، متوجه می‌شوند اشتباهاً تغییر جنسیت داده‌اند و طالب جنسیت قبلی خود می‌شوند. اما از آنجا که امکان بازگشت وجود ندارد و باید همیشه در این هویت باقی بمانند، دست به خودکشی می‌زنند.

بنابراین، قبل از درمان، مهم‌ترین اصل تشخیص صحیح است.»

دکتر مروئه وامقی

خانم روان‌پزشک مروئه وامقی، که دکتر بنده هم بودن، درباره‌ی آمار دقیق بچه‌های TS در همون مجله‌ی راه زندگی می‌گن:

«تا به حال آمار دقیقی از بیماران گرفته نشده است و پاسخ به این سؤال به کار تحقیقی نیاز دارد. ولی بر اساس آمارهای سازمان بهداشت جهانی و انجمن روان‌پزشکی آمریکا از هر صد هزار مرد یک نفر به این بیماری ابتلا دارد و از هر 400 هزار زن یکی. با این حساب باید حدوداً 7 هزار بیمار در ایران وجود داشته باشد که تعدد زیادی از آنها اصولاً وارد سیستم درمانی ایران نمی‌شوند و با مراجعه به مطب‌ها و بیمارستان‌های خصوصی یا کسب اطلاعات از طریق اینرنت و سفر به کشورهایی مثل تایلند و ترکیه، عمل جراحی را انجام می‌دهند.»

خوب دوستان، امیدوارم این توضیحات کافی بوده باشند.

پاسخ به سؤالات دوستان

آرش

اولین دوست من پرسیدن که من به عنوان یه ترنس چیکار می‌خوام بکنم؟ خوب این سؤال تا حدی زیادی شخصیه. اما من جوابش رو می‌دم. من در حال حاضر مشغول طی کردن مراحل انستیتوی روانپزشکی هستم تا بعد به پزشکی قانونی معرفی بشم. هنوز هورمون‌درمانی یا هورمون تراپی رو شروع نکردم. اما گاهی با لباس مبدل بیرون می‌رم. جلسات مشاوره‌ام پیش آقای اسدبیگی هم هفته‌ای یک بار و جدا از روان‌درمانی‌های انستیتو برگزار می‌شه. ضمن اینکه روابط خوبی با آقای اسدبیگی برقرار کردم و بیشتر جنبه‌ی دوستی داریم تا یک بیمار و پزشک و خُب دوستانی که مشکل من رو دارن این مسأله رو خوب می‌دونن که مشکل اصلی ما نداشتن کسیه که بتونیم باهاش حرفامون رو بزنیم. بنابراین داشتن یه دوست خوب که روان‌پزشک هم باشه، خودش مسأله‌ی مهمیه. خانواده‌ی من هنوز از مشکل من به طور جدی خبر ندارن و قراره که توی هفته‌ی آینده مادرم به  دیدن آقای اسدبیگی بیاد تا مورد من رو کاملاً براش توضیح بده.

مژگان

اما دوست دیگه‌ای گفتن که دگرجنس‌گرا یعنی افراد عادی، کسانی که به جنس مقابل خودشون تمایل دارن. از جهتی شاید نظر تو درست باشه. اما باید بگم این افراد به قول شما عادی هستند و بنابراین نامی نمی‌خوان که داشته باشن. دگر جنس گرا یعنی کسانی که دوست دارن در غالب جنس دیگری باشند. جنسی که حالا نیستن. یعنی می‌خوان جنس دیگری باشن. نه اینکه به جنس دیگری تمایل دارن، بلکه می‌خوان جنس دیگه‌ای باشن.

خوشحالم که به من سر زدید و منتظر نظرات دیگران هم هستم.

تا آپدیت بعدی

یا حق

   1      2    >>